تبليغاتX
یه زندگی - زندگی مثل منچ میمونه

یه زندگی
دوستت دارم فرگلم

تاس ها را می ریزیم...
خانه ها را
چند تا یکی پیش می رویم

ولی
گاهی آن وسط ها
به سر مار می خوریم
با غصه
به پایین سر می خوریم
دو خانه مانده به آخر
دهن مار قورتمان می دهد
بازی را از سر شروع می کنیم
اما صفحه را که می بندیم
بازی یادمان می رود
با اولین نردبان
مست غرور می شویم...
اولین مار
زندگیمان را نابود می کند...
زندگی را چقدر سخت بازی می کنیم...

آخر گذشت
آن زمان کهنه ی دیدار
رفت آن ثانیه های پر هیاهو
شکست آن لحظه های زیبا
و تو ، چه ساده گذشتی از این همه احساس...
....................

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/03ساعت16:36توسط علی | |